ايرانويچ گمشده-5
سرزميني را كه ما با ايرانويچ مطابقت داديم در سرچشمه رودخانه گنگ قرار دارد و يكي از زيباترين سرزمينهاي جهان است و گفتيم كه كوه مرو Meruافسانه اي در ايلاورته همان كوه دائيتي ايرانويچ است كه بر اساس منابع اساطيري هندوان سرچشمه رودخانه گنگ بوده و همان قله نندا دوي كنوني است و تصاويري از اين قله و نواحي پيرامون آنرا نمايش داديم.
نواحی پیرامون قله نندا دوی
از عظمت اين كوه بوده كه هم هندوان و هم ايرانيان تصور داشتند كه در هنگام طلوع خورشيد اماكني كه در جهت شرق كوه در روز بوده اند كليه مناطق غربي اين كوه در تاريكي قرار داشته اند.
قله نندا دوی مانع از تابش خورشید
در توصيف زيبايي هاي نواحي پيرامون قله نندا دوي ميتوان به منطقه گرهوال Garhwal كنوني در جبال هيماليا در محل تلاقي سرچشمه هاي اصلي رودخانه گنگ اشاره نمود كه با دره هاي سرسبز و مملو از گلهاي وحشي خود چشم هر مسافري را خيره ميكند.
فرانك اسميت (1931) سفر خود به اين منطقه را سفري جادويي دانسته و مي نويسد:
چشمان من از درخشش رنگهاي درخشان دره اي كه پوشيده از يك لايه از گلهاي لطيف بود نابينا شدند. من توقف و سپس حركت كردم و خيره و حيران و بي كلام بودم. گلها از هر رنگ قابل تصور بودند و هوا به شدت از بوي توده هاي ابر و مه معطر اشباع شده بود. بويي كه ناشي از يك نسيم هيماليايي بود و سبب آشفتگي هوش و حواس ميگرديد.
رودخانه ريشي گنگ كه از نندا دوي سرچشمه ميگيرد بايد همان رودخانه ونگوهي دائيتي ايرانويچ باشد كه در اوستا بارها از آن ياد شده است.
ريشي گنگ در مكاني به نام كرنا پرياگ Karnaprayag به رود الاك نندا پيوسته و يكي از مهمترين سرچشمه هاي رودخانه گنگ را تشكيل ميدهد. اين رودخانه نيز در محل شهر مقدس دواپرياگ Dvaprayag به رودخانه بهاگيراتي يكي ديگر از سرچشمه هاي رودخانه گنگ كه در جهت شمال غربي جريان دارد پيوسته و مجموعا رودخانه گنگ را تشكيل ميدهد.
قله نندا دوي و نواحي اطراف آن در جهت شرقي كشمير اندروني واقع است و سرزمينهاي هيماچال و جامو و كشمير در شمال غربي آن واقع هستند. مركز كشمير اندروني شهر باستاني كنيه كوبجه Kanya Kubja بود كه امروزه كنوج ناميده ميشود.
در چندين منبع به زبان پهلوي پيداست كه ايرانويچ به كشمير و كشمير اندروني نزديك بوده است. در بندهش (فصل 29) درباره سروري كشورها اشاره اي به پناهگاههاي كشور مركزي جهان يا خونيرث شده و مذكور است كه:
در كشور خونيرث بس جاي است كه در اين
بدزمانگي و نبرد سخت پتياره به افسون مينويي گذر آن بسته است كه پناهگاههاي خونيرث خوانده شوند بمانند آن كشورهاي ديگر چون گنگ دژ و رود ناوتاز و ايرانويچ و ورجمكرد و كشمير اندروني.در هر يكي سروري بي مرگ پادشاهي كند.
مولف كتاب ميخواهد بگويد كه در دوراني كه اهريمن بر گيتي مستولي شده به افسون مينوان گذر پناهگاههاي كشور خونيرث بسته شده و در هر يك از اين مكانها چون كشمير اندروني و ايرانويچ كه ظاهرا مجاور هم بوده اند سروري ناميرا فرمانروايي ميكرده اند.
در كتاب ديگري به نام صد در نثر (در باب دهم) در مورد اينكه رسم بستن كستي يا كمربند به دوران جمشيد شاه باز ميگردد اشاره اي به برخي از اماكن اسطوره اي شده و مذكور است كه:
و اين كستي از بهر آن نهاده اند كه مثلا كسي در كشمير يا ايرانويچ يا گنگدژ يا ورجمكرد كرفه كند با ايشان همازور نتوانيم كرد.
اشاره به كشمير در كنار نامهاي اماكن اسطوره اي اين فرضيه را كه ايرانويچ بايد همان ايلاورته هندوان باشد قوت مي بخشد.
همچنين گفته شد كه طبق فهرستي كه در فرگرد نخست ونديداد آمده اولين سرزميني كه توسط مزدا آفريده شد ايرانويچ بود. طبق فهرست مزبور دومين سرزمين مزدا آفريده پس از ايرانويچ نشيمنگاه سوغد بوده است:
طبق متن اوستايي ونديداد اهورامزدا به حضرت زرتشت چنين ميگويد(ترجمه نگارنده):
دومين از جايها و شهرها بهترين آفريدم من كه اهورامزدا هستم گاي نشيمنگاه سوغذ است. آنگاه براي او آفت پديد آورد اهريمن پرمرگ، مگس گاو را،آنكه گاوان و گوساله ها را مرگبار است.
متن پهلوي ونديداد كه تفسيري است بر متن اوستايي آن به شرح زير است(ترجمه نگارنده):
دو ديگر از جايها و روستاها بهترين آفريدم من كه اورمزد هستم گواي سوگد- مانيشن (گواي دشت نشيمنگاه سوگد) است. او را آفت آورد اهريمن پرمرگ كورك-مگس گوسپندان و گاوان را، مگس بداد به غلات (و) به مراتع و گاو را بستن نشايد، چه به گوسپندان مرگبار باشد.
سرزمين سوغذ در دوران باستان و در عهد هخامنشيان تحت نام سوغد ناميده می شد و امروزه بخشي از آن در كشور تاجيكستان است.
از بابت جغرافيايي ناحيه سوغد و سرزمين تاجيكان نيز با منطقه مورد بحث ما در سرچشمه رودخانه گنگ تقريبا نزديك مي باشد و از طرفي ديديم كه كشمير نيز در مجاورت ايرانويچ بوده و ديگر در جستجوي موطن اوليه آرياييان يعني ايرانويچ نبايد ذهنمان متوجه مناطق دوردست شود.
در مبحث بعدي به اسامي كوههاي كشور خونيرث كه در زامياد يشت اوستاآمده اشاره خواهيم كرد. در اين فهرست تنها نام 53 كوه ذكر شده و در پايان اشاره به 2244 كوه مزدا آفريده ميشود و در توضيح آمده است كه به هر اندازه كه اين كوهها امتداد يافته اند به همان اندازه آفريدگار آنها را بهره پيشوايان و رزميان و برزگران گله پرور نموده است.
ادامه دارد
