منشا داستانهای اسطوره اي ايراني:
نكته اي كه شايد تاكنون كمتر به آن توجه گرديده منشاء داستانهاي اسطوره اي و حماسي ايراني است و متاسفانه گروهي از محققين هر جا با سئوالي مواجه ميشوند و يا در خصوص يافتن خاستگاه حوادث اسطوره اي جستجو مي كنند بي آنكه زحمتي به خود بدهند سريعا به آنچه در شاهنامه فردوسي و يا برخي گزارشات كتب پهلوي آمده استناد و بسنده مي كنند. جمشيد را از فارس و پايتخت او را شهر استخر، فريدون را اهل ساري و بيشه تميشه در طبرستان، گرشاسب را كابلي، افراسياب را از ماوراء النهر ، رستم را سيستاني و ....
گروهي از محققین نيز بر این باورند كه هر بخش از داستانهاي اساطيري ما ممكن است اقتباس از اساطير ساير ملل متمدن و همجوار باشد، براي مثال شادروان مهرداد بهار در كتاب خود تحت عنوان جستاري چند در فرهنگ ايران از سويي اسطوره سياوش و در آتش شدن وي را متاثر از اسطوره رام چندره هندي ميداند و در مواردي نيز بسياري از روايات اساطيري ما را مشتق از اساطير بين النهريني دانسته و در خصوص داستان رستم و نبرد او با اسفنديار رويين تن از يكسو متوجه اساطير يوناني شده و باوجوديكه کمترین شباهت بين شخصیت رستم با شخصيت داستانی پهلوان تروایی بنام هكتور وجود دارد ماجراهاي رستم و اسفنديار رویین تن را متاثر از داستان نبرد هکتور Hektor پسر پریام فرمانروای سرزمین تروا میداند که در نبرد با آشیل یا آخیلوس رويين تن یونانی کشته شد و بعد در جاي ديگر در همان كتاب ميگويد كه من حتي بخشي از شخصيت رستم و زال را در كريشنه هندوان ملاحظه ميكنم.
به نظر بنده این گونه استنتاج صحیح نیست و اينكه ما بخواهيم سرايندگان و يا راويان داستانهاي اساطيري ايراني را به گونه اي جعل كنندگان داستانهاي اساطيري يا حماسي ساير ملل بدانيم بر مبناي تحقيقات علمي صحيح استوار نيست. با تحقيقاتي كه بنده در فاصله سالهاي 1372- 1382 در زمينه مطالعات تطبيقي اساطير هند و ايران انجام دادم و نتايج آن را در كتابي تحت عنوان هويت شخصيتهاي اسطوره اي در اساطير نژاد آريا در سال 1382 ارائه نمودم ميتوان بخوبي دريافت كه اساطير هند و ايران در اصل از يك منشا مشترك سرچشمه گرفته اند كه در طول زمان با حذف برخي روايات و یا دخل و تصرفات بعدي بر داستانهاي اوليه، اينك به گونه اي درآمده اند كه در بدو امر وجه اشتراكي بين آنها ديده نميشود، اما با بررسي و موشكافي و ربط دادن داستانها ميتوان به يكي بودن منشا اين اسطوره ها پي برد. در این کتاب شخصیتهای معادل سام گرشاسب، کیکاوس، کیخسرو، سیاوش، منوچهر، افراسیاب، اغریرث، گوپت(پسر اغریرث)، رستم، زال، اسفتدیار، سهراب، یوشت فریان و بسیاری از شخصیتهای داستانی در اساطیر هند مورد شناسایی قرار گرفته است.
در توجيه وجود اين داستانهاي مشابه بايد اذعان داشت كه هيچ مسئله وام گيري فرهنگي و يا سرقت ادبي از اساطير هند و یا سایر ملل در ميان نيست بلكه تشابهات غالبا مابين اساطير هند و ايران دیده میشود که سرتاسر دوران اسطوره اي را شامل ميگردد و از آفرينش نخستين انسان تا پايان عصر اساطيري را در بر ميگيرد و در مجموع نشاندهنده وجود وحدت فرهنگي، نژادي و زباني در دوران پيش از تاريخ دو ملت است و به عبارتي ريشه دو ملت كهن هند و ايراني در دوران پیوستگی قبایل آريايي يكي بوده است كه به بخش مهمي از اين موارد در كتاب مورد اشاره كه در سال 1382 در كتابخانه ملي به ثبت رسيده و نسخه ای از آن هم اينك در كتابخانه پژوهشگاه مطالعات فرهنگي و نيروي انساني وزارت علوم نيز موجود است پرداخته شده است.
جهت استحضار دوستان به آگاهي ميرسانم كه كتاب مزبور با اعمال اصلاحات و تغييراتي در محتوای کتاب در حال حروفچيني و تجديد چاپ مي باشد كه اميد است تا پايان سال جاري كار چاپ كتاب به اتمام برسد.